تبليغاتX
عشق یعنی . . .

عشق یعنی . . .

تقدیم با عشق به آن یگانه ای که تک ستاره ی قلبم است و با تمام وجود دوستش دارم

شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون

 میسپارمش بهت میرم تمام تار و پودمو

یه وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو

خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب  سادشو

کسی نیاد تو زندگیش بشین زیر سایشو

بهش بگه دوسش داره خیلی بده زمونمون

خدا سپردمش به تو مواظب عشقم بمون

.

.

اگر سراغمو گرفت بگین نشونه ای نذاشت

بگین از اینجا رفته و چاره دیگه ای نداشت

اگر سراغمو گرفت این نامه رو بهش بدین

بگین که جا گذاشته بود پرسید کجا هیچی نگین

اگر دوباره پرسید چاره ای نیست بهش بگین

فلانی رفته زیر خاک

+نوشته شده در چهارشنبه 17 تیر1388ساعت0:15 قبل از ظهرتوسط پری | |

 

دیگه دوستم نداری خستگی بهونته

طفلکی دلم که هر چی میرونیش دیوونته

یادته نوشته بودذم تو تموم نامه هام

خوش به حال بند اون کیفی که روی شونته

 

+نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387ساعت5:29 بعد از ظهرتوسط پری | |

 

ای که از درد دلم بی خبری

جز غم عشق تو ندارد اثری

خیلی وقته از محبت و وفا

توی چشمات نمیبینم اثری

 

+نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387ساعت5:27 بعد از ظهرتوسط پری | |

خواب دیدم با خدا حرف می زنم !!!!!!

 

خدا به من گفت : « دوست داری با من حرف بزنی ؟ »

 

گفتم : « اگر وقت داشته باشی ؟ »

 

خدا لبخندی زد و گفت : « زمان برای من آغاز و پایانی ندارد !

 

 آن قدر وقت دارم که قادر به انجام هر کاری هستم !

 

سؤالت را از من بپرس ! »

 

و من پرسیدم : « خداوند چه تعالیمی برای بندگانش دارد ؟ »

 

خداوند دست مرا در دستش فشرد

 

 و با لبخد پاسخ داد : « اینکه آنان نمیتوانند کسی را وادار کنند

 

 که دوستشان بدارد .آنچه آنان می توانند انجام دهند

 

این است که خودشان عشق بورزند !

 

اینکه با ارزش ترین چیز در زندگی شان این نیست که چه چیزی دارند

 

 بلکه این است چه کسانی دارند !

 

این که مقایسه کردن خود با دیگران کار درستی نیست .

 

همه ی انسان ها بر اساس شایستگی های خود مورد قضاوت قرار گرفته

 

 و هرگز با یکدیگر مقایسه نمی شوند !

 

این که بر جای گذاشتن زخم های عمیق بر پیکر کسانی که دوستشان دارند ،

 

زمان زیادی نمی برد !

 

 اما التیام این زخم ها ، سالیان سال به درازا می انجامد !!!!!

 

اینکه کسانی هستند که آنها را از صمیم قلب دوست دارند

 

 اما به سادگی نمی توانند علاقه ی خود را ابراز کنند !   

 

اینکه دوست واقعی کسی است که همه چیز را درباره ی آنها بداند

 

و همواره دوستشان بدارد !  

 

این که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند ؛

 

خودشان هم باید خودشان را ببخشند ! »

 

برای مدتی آنجا نشستم و از ملاقا با خدا غرق در شادمانی شدم .

 

از اینکه خدا فرصتی در اختیارم گذاشت ، تشکر کردم !

 

او گفت : « من همیشه اینجا هستم ،

 

 شما از من دعوت کنید ؛

 

 من به شما پاسخ خواهم داد . » !!!!!!!!!!!

+نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387ساعت5:24 بعد از ظهرتوسط پری | |

عشق یعنی مستی دیوانگی  

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار اویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن                 

عشق یعنی در جهان رسوا شدن  

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

+نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387ساعت5:17 بعد از ظهرتوسط پری | |

 

اگه احساس كردي كسي رو دوست داري

 

 بايد انقدر فروتن باشي كه

 

اگه یه زمانی تو رو نخواست

 

 به خاطرش.....

 از عشقش بگذري..

+نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت1:46 بعد از ظهرتوسط پری | |

 

گريه كردم اشك بر دلم مرهم نشد

 

 

 ناله كردم ذره اي از دردهايم كم نشد

 

 

 در گلستان بوي گل بسيار بوييدم ولي

 

 از هزاران گل گلي همچون تو پيدا نشد

+نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت1:43 بعد از ظهرتوسط پری | |

 

قلم بشکست و

 

         دل بشکست و

 

                 جام باده ام بشکست

 

                خدايا در حريم ما

 

                           چه بشکن بشکن است امشب!!!!!!!!

 

+نوشته شده در شنبه 4 اسفند1386ساعت1:20 قبل از ظهرتوسط پری | |

 

در حسرت ديدار تو بگذار بميرم...

 

 دشوار بود مردن و روي تو نديدن...

 

بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم...

 

 بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ...

 

 در وحشت و انوده شب تار بميرم...

 

بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب....

 

دربستر اشک افتم و ناچار بميرم...

 

ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست...

 

تا از غم عشق تو دگر بار بميرم...

 

تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم...

 

بگذار بدانگونه وفادار بميرم

 

 

+نوشته شده در شنبه 4 اسفند1386ساعت1:18 قبل از ظهرتوسط پری | |

من هنوز چيزي نگفتم

که تو طاقتت تموم شد

 باقيشو بگم ميبيني

گريه هات کلي حروم شد

 

من که آسمون نبودم

اما عشق تو يه ماهه

سرزنش نکن دلم رو

به خدا اون بي گناهه

 

باز که ابري شد نگاهت

بغضت هم واسم عزيزه

اما اشکاتو نگه دار

نذار اينجوري بريزه

 

حال من خيلي عجيبه

دوست دارم پيشم بشيني

من نگاهت بکنم تا

تو چشام عشق رو ببيني(2)

 

بدجوري ديوونتم من

فکر نکن اين اعتراضه

هميشه نبودن تو

کرده اين دل رو کلافه

 

 

ميدونم فرقي نداره

واست عاشق بودن من

ميدونم واست يکي شد

بودن و نبودن من

 

اولش گفتم يه حسه

يا يه احترام ساده

اما بعد ديدم يه عشقه

با تو اندازش زياده

 

بيا و مثل گذشته

جز به من به همه شک کن

من بدون تو ميميرم

بياو بهم کمک کن

+نوشته شده در چهارشنبه 19 دی1386ساعت2:45 بعد از ظهرتوسط پری | |

 

به یاد داشته باش ....

هر وقت دلتنگ شدی.....

 به اسمان نگاه کن....

 کسی هست که عاشقانه به تو می نگرد و منتظر توست

اشکهای تو را پاک می کند و دستهایت را صمیمانه می فشارد

 تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت

 به یاد داشته باش

هر وقت دلتنگ شدی به اسمان نگاه کن

....و اگر باور داشته باشی

.... می بینی ستاره ها هم با تو حرف می زنند

باور کن که با او هرگز تنها نیستی

 

+نوشته شده در چهارشنبه 19 دی1386ساعت2:34 بعد از ظهرتوسط پری | |

 

کسي که عشق ميکارد اشک درو ميکند(پلين)

 کسي آمدن عشق را نميبيند اما از رفتنش همه خبردار ميشوند(دولسيون)

 عشق تنها مرضي است که بيمار از آن لذت ميبرد(افلاطون)

 هيچ شکنجه اي شديدتر از اين نيست که نه عاشق کسي بشوي و نه کسي عاشقت بشود(کامل موکليير)

عشق اجازه نميدهد هيچ عيبي را ببينيم(ارسطو)

عشق فقط يکي است اما دوستي ميتواند هزاران چشمه داشته باشد (شکسپیر)

 

+نوشته شده در چهارشنبه 19 دی1386ساعت2:29 بعد از ظهرتوسط پری | |

 

 دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست

 گاه سکوت است

 و گاه نگــــــاه ...

غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست !

که گاهي

نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم

..... چشمهايم هنوز در انتظار است

 

+نوشته شده در چهارشنبه 19 دی1386ساعت2:26 بعد از ظهرتوسط پری | |

 

عشق با يك نگاه شروع ميشود

 

 با يك خنده شكل ميگيرد

 

 با يك بوسه اوج ميگيرد

 

با يك قطره اشك به پايان مي رسد

 

+نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت9:36 بعد از ظهرتوسط پری | |

 

دلم براي کسي تنگ است...

 

 که آمد! رفت! و پايان داد...

 

کسي ....

 

 کسي که من هميشه دلم برايش تنگ مي شود!!!!!!

 

+نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت9:26 بعد از ظهرتوسط پری | |

خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام

خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام

خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت

خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت

خدا رو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم

خدا رو می خوام نه واسه روزای تلــــــــــــخ آخرم

خدا رو می خوام نه واسه سکه و سکوی و مقام

خدا رو می خوام که فقط تـــــــــو رو نگه داره برام


+نوشته شده در دوشنبه 12 آذر1386ساعت2:11 قبل از ظهرتوسط پری | |

 

آرزويم اين است....

 نتراود اشكي در چشمان تو هر گز ،

مگر از شوق زياد !

 نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

و به تمام آرزوهايت برسي

 

+نوشته شده در دوشنبه 12 آذر1386ساعت1:32 قبل از ظهرتوسط پری | |

 

خواب ناز بودم شبي....

 ديديم كسي در ميزند....

در را گشودم روي او ..

.ديدم غم است در مي زند...

 اي دوستان بي وفا..

.از غم بياموزيد وفا..

غم با آن همه بيگانگي.....

هر شب به من سر مي زند

 

+نوشته شده در دوشنبه 12 آذر1386ساعت1:31 قبل از ظهرتوسط پری | |

 

ديشب تو فكرت بودم

 

كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........

 

 از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟

 

 گفت آخه تو چشمات كسي هست

 

............كه ديگه اونجا جاي من نيست

 

+نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386ساعت1:56 بعد از ظهرتوسط پری | |

 

خنده ات رو به همه بده،

 ولي لبخندت را به يه نفر،

 

عشقت را به همه بده،

ولي وجودت را به يه نفر،

 

بذار همه عاشقت باشن،

 ولي خودت عاشق يه نفر باش

 

+نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386ساعت1:51 بعد از ظهرتوسط پری | |

 

من همين يك دانه دل دارم بفرما بشكنش

 

كوزه اي از آب و گل دارم بفرما بشكنش

 

تو سبوي آرزوهاي مرا بشكسته اي

 

هر چه باداباد اين هم دل بفرما بشكنش

 

+نوشته شده در دوشنبه 5 آذر1386ساعت9:5 قبل از ظهرتوسط پری | |

نمیدانی که در دامت چگونه بی کس افتادم
نمیدانی که چشم تو چگونه داد بر بادم
نمیدانی که نقشت را درون ذهن خود هر شب
چگونه میکشم دلکش، میاویزم من از یادم
نمیدانی که عشقم را حسد ورزد دل شیرین
نمیدانی که گیسویت چگونه کرد فرهادم
نمیدانی که در بندت چگونه مست و خرسندم
نمیدانی که من تنها، به زنجیر تو آزادم
نمیدانی سحر سوزی ز آه سینه ی پر خون
بر آمد از دل تنگ و فلک بشکافت فریادم
نمیدانی که پیغامی ز قلب بیقرار خود
به امید گذر بر کوی تو، پیک صبا دادم
که ای عاشق کش زیبای من، ای سرو بی همتا
فقط دیدار روی تو مرا هر دم کند شادم

+نوشته شده در شنبه 17 شهریور1386ساعت1:47 قبل از ظهرتوسط پری | |

امروز خیلی روز خوبی بود

چون امروز پسرخاله م به دنیا اومد

دارم از خوشحالی بال در میارم.....

خیلی نازه .... دلم میخواد صبح تا شب ببوسمش

ولی ....

هیچ چیز نمیتونه من رو از یاد عشقم جدا کنه

+نوشته شده در شنبه 17 شهریور1386ساعت1:35 قبل از ظهرتوسط پری | |

سلام

ببخشید ولی به دلایلی مجبور شدم این پست رو حذف کنم

+نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386ساعت1:48 قبل از ظهرتوسط پری | |

ازعشــق من تــا دیــن تو

 

راهی بجـز تـردیــد نیست

 

دل خوش به فانوسم نکن

 

اینجا مگر خورشید نیست

 

با حـــس ویـــرانی بیــــا  

 

تا بشــــــکند دیــــوار من  

 

چیزی نگفتـــن بهتـــر از

 

تکرار طـــوطــی وار من

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386ساعت1:29 قبل از ظهرتوسط پری | |

 

نظر دبيران در مورد عشق :

 

دبير ديني: عشق يک موهبت الهي است

 

دبير ورزش: عشق تنها توپي استکه اوت نميشود

 

دبير شيمي: عشق تنها اسيدي است که به قلب صدمه نميزند

 

 دبير اقتصاد: عشق تنها کالايي است که از خارج وارد نميشود

 

دبير ادبيات: عشق بايد مثل ليلي و مجنون محور نظامي داشته باشد

 

دبير جغرافي: عشق از فراز کوههاي آسيا تيري است که بر قلب مينشيند

 

دبير زيست شناسي: عشق يک نوع بيماري است که ميکروب آن از چشم وارد ميشود

+نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386ساعت1:26 قبل از ظهرتوسط پری | |

 

تکيه بر ديوار کردم خاک بر پشتم نشست.

 

دوستي با هر که کردم عاقبت قلبم شکست.

 

 آن قدر رنجي که دنيا بر دل ما مي کند.

 

 بر دل هر کس کند او ترک دنيا مي کند.

 

با خودم گفتم:که فردا ترک دنيا مي کنم

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت2:34 قبل از ظهرتوسط پری | |

 

نميگويم فراموشم نکن هرگز

 

ولي گاهي به ياد آور رفيقي را

 

که ميداني نخواهي رفت از يادش

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت2:0 قبل از ظهرتوسط پری | |

 

کاش میشد اشک را تهدید کرد

 مدت لبخند را تمدید کرد 


کاش میشد در میان لحظه ها

لحظه دیدار را نزدیک کرد

+نوشته شده در پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت1:58 قبل از ظهرتوسط پری | |

 

گويند غروب جاييست که زمين آسمان را مي بوسد

 

 امشب براي تو غروب مي کنم ....

 کجايي آسمان من ؟؟؟؟

+نوشته شده در پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت1:57 قبل از ظهرتوسط پری | |